پاورپوینت بررسی معماری فرهنگسرای دزفول اثر فرهاد احمدی
بخشی از مطلب
این مرکز در سال 1366 طراحی گردید و اجرای آن که از سال 1367 آغاز شد، پنج
سال به طول انجامید . اجرای کارهای این مرکز با وجود پشنیبانی های مسئولانه
کارفرما ، هاری از مشکلات متداول در کارهای دولتی نبود .
خصوصیات :
مساحت زیر بنای این مرکز ئر حدود پنج هزار مترمربع و محوطه آن در حدود
ده هزار مترمربع است . اسکلت ساختمان ترکیبی از فولاد و بتون مسلح می باشد
که در بخش های داخلی به صورت نمایان گذارده شده است . در نمای داخلی از
سیمان سفید و کاشی و سنگ ، و در نمای خارجی از آجر ، سیمان سفید ، کاشی ،
سنگ سفید و سنگ رنگی استفاده شده است . برای سازمان داده فضا و طرح جزئیات
از هندسه ناب و ترفندهای مهماری ستنی مدد گرفته است . منظور از ترکیب این
عوامل ضمن پاسخگویی به برنامه عملکردی ساختمان ، بیان مفاهیمی بوده است که
به این ترتیب با مبانی و افکاری که به معماری این مرزوبوم جهت و شکل داده
اند ، پیوند ایجاد کند .
مرکز فرهنگی سینمائی دزفول عمدتا از چهاربخش متمایز تشکیل شده است که ترتیب اولویت عبارتند از :
اول : بخش ارائه آثار ، شامل دو تالار کوچک و بزرگ نمایش ، فضای انتظار و صحنه نمایش نمایشگاه ها .
دوم : بخش اطلاعات ، شامل کتابخانه و اطلاع رسانی .
سوم : بخش آموزش ، شامل دو مدرسه هنرهای سنتی و هنرهای تصویری .
چهارم : بخش خدمات ، شامل فروشگاه ها ، چاپخانه سنتی ، نمازخانه ، فضاهای عمومی جهت گردهمایی هنرمندان .
بیان فلسفی طرح
بخش اول حلقه مرکزی است و بخش های دیگر حلقه های پیاپی را تشکیل داده
اند . زیر نقش پیوند دهنده فضاها یک منحنی حلزونی است که بر مرکز آن یک
شمسه با زمینه هشت نهاد شده است و در نقطه انتهای بیرونی آن یک مریع تکیه
زده است . مربه مظهر جهان خاکی و بیرونی است و آن مکانی است که از آنجا
نظاره گر بیرون این تشکیل هستیم . پس از سیر در طول مسیر حلزونی در انتها
به سطح هشت ضلعی می رسیم که مظهر جهان ماوراء بی جهت بدون کشش و واجد در
مسیر مرکزیت است که درست در قلب فضا و در درونی ترین منطقه آن قرار گرفته
است . و در این مسیر از به سوی عمل
کرد مادی به سوی بخشی که تمرکز و خلاقیت در آن حضور دارد رهسپار می شویم .
یک مارپیچ کوچک و قابل درک در مسیر مارپیچ بزرگ با جهتی فرورونده مخاطب را
به درون سوق می دهد و بدین ترتیب تمثیلی از کل را ارائه می دهد . با وجودی
که مخاطب از سطح خاک منتزع شده و به درون فرو می رود ترفیع پره های نقش
شمسه هشت در آسمان در انتهای مسیر ، ذهن را با معکوس به سوی آسمان بی انتها
پرتاب می نماید . در این فضا بیرون و درون در هم آمیخته اند ، گویی شکل
مارپیچ در حرکت از نقطه درونی به سوی بیرونی پشت و رو می شود ، و این مرز
را غیرقابل درک می سازد و سطح افق تعادلی است مابین آنچه ار حجم که در درون
بستر فرو رفته است و آن بخشی که سر به آسمان می ساید تا تقارن ما بین خاک
و آسمان ، برون و درون جهش و فرورفتگی را فراهم سازد .
نحوه ارتباط فضاها
در بدو ورود به مرکز از طریق یک دروازه که به شکل قوس ساخته شده است،
وارد حیاطی چهارگوش می شویم که در چهار جهت اصلی بنشسته است . درست در
امتداد ورودی چشم انداز گنبدی وجود دارد که تنها در این مرحله برای اولین
بار روئیت می شود اما دسترسی به آن ممکن نیست . این منظره به گونه ای
متشابه هشتی ورودی اغلب فضاهای با حرمت همچون مساجد ، مقابر یا مدارس در
معماری سنتی ایران را به ذهن می آورد که بدون امکان دسترسی مستقیم ، حیاط ،
ایوان و گنبداصلی ساختمان را به گونه ای دست نایافتنی در پیش روی قرار
می دهد . در این مرحله در حیاط بیرونی که اولین مقام در فضا ، و مکانی جهت
تحول حال است با دو جوی که از پاشویه های یک حوص مرکزی منشعب می شوند . دو
مسیر جهت حرکت به سوی چپ و راست ارائه می گردد . یکی از مسیرها به صورت
مستقیم و دیگری با چرخش از میانه فضاهای گوناگون نهایتا به فضای زیر گنبد
می رسد .
و......